X
تبلیغات
jتاریخ ملت ایران از فرزند مرا نک دماوند

 

 

نبشتم که من بعد, سوژه های مطالبم رابا تک مضرابها   از موسقی  ره

گذر های زندگی خواهم نبشت   ودر هر مطلبی کمک میگیرم از بزرگان

دین و دانش که در ابعاد مختلف گردش زمین بدور خورشید ظهور کرده

اند و اثراتی مکتوب بر جای  نهاده اند ورفته اند که در نشعه های  مکرر

زندگی باز آ یند و مِس های خودرا برزمین نهند و گوهر معرفت با خود

ببرند

 ***********************

چرا اینگونه مینویسم بدو دلیل؟؟؟ ودلیل اولش اینکه

من همان  خارم که با بادی لب دیوار بنشستم * در آن بالا جو خود دیدم 

پنداشتم گلی هستم * ولی دیوار ها و خار هارا هم کنار خو د  نظر کردم *

و دانستم از این بالا نشینی ها ز هر خاری گل خو شبوی   نمی رو ید؟؟/

 ********************

و دلیل دو مم این است که حشرات شب نمادر غارهای تاریک نادانی

وعوام فریبی جر ات نکنند خودرا خورشید فهم وشعور یک ملت بزرگ

مشهون از علم و ادب ایران معرفی نمایند وبرای هر حرفی وهر

نبشتاری  وهر آهنگی فریاد تکفیر سر دهندچون مطالبی را  که مینویسم

از استادان وهنر ورانی میباشد که  این  گو نه نادانان را به بازی

نمیگرفته اند وچکیده ئی بودند از دانش قر آن و آ ئین محمد مصطفی و

عتر تهای مطهرش

 ********************

که امروز ملیونها ایرانی منورند بنور دانش این راد مردان نهفته در دل

تاریخ مشعشع ایران زمین که نام مقدس یکی از آنها شیخ محمو د 

 شبستری میباشدکه در عهد کیخاتون مغول متولد ودر عصر الجای تو

سلطانمحمد خدا بنده شهرت یافته ودر دوران ابو سعید بهادر خان بسرای

دیگر نشات یافته و مزارش در شبستر هشت فرسنگی تبریز مرد خیز

ایران  مورد احترام است  وسنین عمرش مابین 27 تا 30 سال بوده 

وبزر گانی چون امیر حسین هروی  وقاضی میبدی و شاه نعمت الله ولی 

وسید نظام الدین داعی الی الله و ملا جلا ل دوانی و شاه مظفر الدین علی

شیرازی و خواجه معیت الدین محمد دهدار و حسین بن شرف الدین عبد

الحق ارد بیلی و شیخ ادریس حسام الدین بدیعی  و حاج میر زا ابراهیم

سبزواری و ملا محسن فیض و شمس الدین محمد لا هیجی  متخلص به

اسیری وجمعاٌ 32 نفر اساتید جهان   چون عبدالرحمن جامی که در

وصف او سروده

ای فقر تو نور بخش ارباب نیاز * خرم زبهارخا طرت گلشن راز

یک نظری بر مِس قلبم انداز * باشد که برم ره بحقیقت ز مجاز

 *********************

 ازاین عارف بحق آ ثاری چون گلشن راز وحق الیقین و سراج الدین  و

کنز الحقایق که بقدری ارزنده وزیبا ورا حت بیان شده است که اینجانب

تا بتوانم در تک مضراب ها هرچه به ذهنم رسد برای اثبات مد عای

خودم از این کتاب مستطاب مدد گیرم وشاهد می آ ورم وامروز چند بیتی

از ستایش او خداو ند یکتارا در اینجا تبرک مینمایم ودر مقا لات بعدی

شرح بیشتری مید هم

 

بنام آنکه اول آنکه آخر* بنام آ نکه با طن آنکه ظا هر

 خدا وند منزه از همه عیب*که عالم را پد ید  آ ورد از غیب

بهر وصفش که خوانی در شریعت * همان و غیر آنها کفرو بد عت

چو نتوان در صفاتش راه بسپر د* چه گونه درک ذا تش را توانند

 چو دردرک صفاتش ره نیا بند * بدرک کنه ذاتش چون شتا بند

 بسی گفتندو گویند از صفا تش* ولی عا جز همه از کنه ذا تش

نبی گفته صفا تش هم ندا نند* که در این راه جمله جا هلا نند

 هزاران قرن اگر صد علم خوانند * صفاتش را نفهمندو ندانند

 تفکر را نماند آنجا مجالی* بجز حیرت نباشد هیچ حا لی

نگویم آنچه گوید وهم گمراه* از آن گفتار ها استغفر الله

ندانم خود چها جان آ فرین کرد* چگونه خلقت چرخ برین کرد

همی دانم که خود از امر واحد* همه مو جود کرداست و اوست سا جد

خلایق جمله ذرات وجودند* بسوی شمع وحدت در صعو دند

همه ذرات خور شید الستند * برقص اندر کزین پیما نه بستند

  مرا یاری که غیر رنگ و بو نیست* همه سو هست و اما هیچ سو نیست

هر آ نجیزی که بتو ان گفت این است * که آن یک آ سمان این یک زمین است

باین خوبی زمین و آ سما نش * که هرچیز یکه هست از اوست جا نش

ملا ئک در مقام خویش هریک * بعلم خویشتن دانند بیشک

که او معبود و این مردم عبادند* بفر مانش ز مبدء تا معادند

من بیچاره سر گردان از آنم * که نتوان گفت با کس آ نچه دانم

زعجزو درک خود دانستم این بار * خموشی به از گفتار بسیار

خدا وندا بحق نیک مردم * مرا هم عا قبت محمود گردان

 ********************

 ملا حظه بفر مائید این شیخ جوانمرد در هشتصد سال قبل در میان یک

جهنم واقعی ملت ایران که در هر  گوشه و کنارش ده ها ایلخان واتابکان

چه دوزخ ها ئی برای خلق خدا آ فریده بودندچگونه خدارا میستاید

وستایش میکند وعشق میورزد وهرگز برای خود بهشت نمیخواهد واز

دوزخ خواسته های تن نمی نالد و ندبه نمیکند وبا درک درستی که از الله

دارد میگوید خدا وندا عا قبت مرا محمود گردان وچه قدر بجا میباشد که

********************

یادی هم از حافظ قر آن ومفسر آن بنما ئیم که سروده مباش در پی آ زارو

هرچه خواهی کن که در شریعت ما غیر این گناهی نیست که انسان

بخودش ودیگران آ زار نرساند معنی واقعی کلمه این استاد سخن این

است که وجدان خودت ووجدان جامعه را شلاق مزن ومجروح مکن که

اگر خودرا آزردی برای خودت زندگی را جهنم کرده ای واگر جامعه را

رنجا ندی چون ابی لهب عموی پیامبر هیزم های جهم  جامعه را بار

کشی نموده ای خود وجامعه را اسیر سر پنجه گر گان آدمی خوار جهان

نموده ئی بازهم خیره سری کن عزت خودرا چون جوئل سرگین جمع کن

دلار و ریال بکذار و شرفت را چون روسبیان فراری از اجتماع در

خرابه های شرف و آبرو مد فون نما  ویادی هم  

********************

از حکیم ابو القا سم دوسی نما یم که میفر ماید

بنوش و بپوش و ببخش و بده * برای دگر روز چیزی بنه

 مبا دا که در دهر دیر ایستی * مسیبت بود پیری و نیستی

این ابیات  هم برای جامعه وهم برای خودت سروده شده است

لِللٌه

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه 1389/10/28 و ساعت 9 قبل از ظهر |

 

******************************

 

تک مضرابی دیگر ازرهکذرافکار و اندیشه

در پرتو فر مان خداوند جان و خرد

این بار باز هم در همیبن مقاله تک مضراب های زندگی را پی در پی  بعرض

پویندگان حقیقت های زندگی میرسانم

ما راه خود میبرویم کاری بکار شب کوران فراری از انوار حقیقت های زندگی

نداریم

 

 اولین مضراب را از موسیقی شروع مینمایم

موسیقی بر فتوای بزر گان خرد مند به مجموعه آهنگ های موزون در طبعت 

های خدا وند اطلاق میگردد وبصورت مثال زمانیکه چکاوکها میخوانند وزمین

میرقصد وندای خودرا بصورت بخارهای کو تاه و بلندبه هوا میفرستد وساقه

درختان

میخندند و جوانه گل برگا شان حامله ومتورم میگردند هر خرد مندی میفهمد که

بفرمان خداوند موسقی بهاران زندگی بترنم در آمده است

 

 پس نه اینگه حرام نیست بلکه کلبانگ شادی وطرب است که انسان بپاس این

نعمت

خداوند از خود بروز میدهد... آنچه که در قر آن منع شده است آن موسیقی میباشد

گه مانند با باکرم شخصیت روحی انسان را به حالت روحی حیوان در آ ورد واین

ز یبنده انسان آدم شد ه نیست که نعمت وکرامت آدم بودن را در میان جمعیت رها

کندوحرکات عنیف انجام دهد

 البته موسیقی هم مانند سواد آ موزی حروف مخصوص خودرا بوسیله ابتکار

انسانها

دارد واستاد موسیقی میتواند آهنگ های حیوانی معلق در فضارا ریتم دهد و 

آ هنگ بسازد که این بد است ودور از اسلام است که از انسان میخواهد خدای    

گو نه رفتارکنند

 چون اگر انسان نماینده یا خلیفه خدا میباشد باید صفات نیکوی آ دمیت را از قوه

بفعل در  آورد نه اینکه رفتار حیوانی را بعرصه گیتی رواج دهد

 

در مور د رقص هم همینگونه است

البته اگر بخواهیم که معنی واقعی رقص را بفهمیم بهترین محلش رقص         

لیله  کردن

ملیونها انسان است که بدور یک محور  میرقصند و میچرخند و با یک زبان  آهنگ

گونه میگویند لبیک لبیک   لا اله الله واعمال حج بجای می آورند

من که بدلایل بسیار موفق به انجام این رقص نشده ام در این دل شب سیلاب اشکم

رابه در بار خداوند سرازیر کرده ام

 ویاد آن عارف بزرگوار افتاده ام که سروده است

بامدا دان که تفا وت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

آ دمی زاده اگر در طرب آ ید چه عجب

 سرو در باغ بر قص آمده و بیدو چنار

اینهمه نقش عجیب بر درو دیوار وجود

هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار

 

تک مضراب دوم

تنها اولیا واوصیا ئیکه میتوانند بشر را ازکار زشت بکار زیبا رهنمون کنند پیامبر

واوصیای معصوم او هستند

وبعد ایشان قانون است که بوسیله خرد مند ان کار شناس منتخب از طرف    

مردم نبشته میشو د

 وبه اجرا در می آ یدوامروز کار گذاران این ملت در پرتو قانون اساسی قانون

مینویسند که اجرایش لازم و واجب است

یکی از واجبا تش موسیقی ها ئی میباشد که 32 سال است از صدا وسیماهای 

کشورپخش میگردد که حتی کوچکترین خدشه در آن نیست وایراد به غنا بودن   آ

ن را کسانی

میتوانند بگیرند که امروز دنیارا با دیروز دنیا عوضی نگیرند ودر دنیای الکترو 

نیک بر خواسته از  دانش و فن امروز را با دیروز بشر که کودکانه می زیسته 

عوضی نگیرندوبدانند

که در دنیای امرو ز ای بسا اطفالی باشند که در مقابل کهن سالان استاد درک ا 

مسا ئل هستندامروز انسان با آهنگ خوش وصدای خوش به معراج خدا میرود من

که ندیه ام

ونشنیده ام که در صدا وسیمای کشور ایران موسیقی های بابا کرمی پخش شده

باشد

و اگر در میان جامعه در منازل هم وجود داشته باشد به دولت ربطی نذارد در تمام 

زوایای کشور در میان چه چه بلبل قار قار کلاغ هم شنیده میشود پس باید قانون

بنویسیم که کلاغ ها قار قار نکنند ؟؟در خاتمه مطلب امروز این موسیقی را هم

بخوانید و با آ هنگ آن رقص شادی بنما ئید

 

 لا حول و لا قوته الا بالله

سپاس اورا که اندیشه خرد پیشه را موسقی جهانگرد و پی فلک نورد داد که هر ا

کجاکه خواهی بخرام . شب را تاریک نهاد که بیا رام.روز را رو شنی داد که بر

فروزر*

شمع را بر افروخت که بسوز. پروانه را بسو خت که بساز. نی را رو یاند که

بنواز.

سرو را بر نشاند که بناز. برق را بر جهاند که بشتاب .آ فتاب را بر کشاندکه

بتاب .ابررا بر کشید که ببار پارسا را گفت که دست و دیده ننگا هدار

 سبزه را بردمید که بروی. گل را بر شگفت که ببوی. وروان شسا عر را          

 بر آ شفت

که بگوی .بلبل را نغمه آ موخت که بسرای .سخن را فصا حت داد که بپای .مهر را

تابش داد و ماه را جلوه گری ..و می را مستی دادو بی خبری . تو فان را همه سو

براند که بر کن و فرو کوب در یارا موج سپرد که بجوش . آتش را مشتعل ساخت

که کارت این ؟ شکر را  بشهد انداخت که کا مت شیرین. ونمک را ملاحت داد. و 

عسق را جذبه دادکه معشو ق باز شو . معشوق را جا ذبه دادکه عا شق نواز

باش.  دامن ابر را گوهر پرنمود که بهر کجاکه برسی برسم کریمان ببخش و بریز

 

نرگس از دیده نبیند چه کند – غیر شو خی نپسند د چه گند- ابر اگر زار نگرید چه

کند –گل اگر شاد نخندد چه کند

گل را پرده برگشود و شکوفه را در پرده نشاند آن یکی را رخساره نمود واین  

یکی رارخساره بپو شانید

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود – کان شاهد بازاری این پرده نشین باشد

بادرا رقص آ موز کرد تا درخت را برقص در آ ورد گل را بجلوه گری وا داشت

وگلرخ را بعشوه گری

عالم از شور شر عشق خبر هیچ نداشت- فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

این همه عکس می و نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام

افتاد

شب و روز تان بخیر

 

 

 

22/10/89   ---- تک مضراب سوم

قدیمی ها یکی از  مثل ها ی منصوب به   ملا نصر الدین را نقل میکر دند که یکروز سوزنی را فرو میکرد یکجای بد بدنش.. و مرتب جیق میزد یکی گفت چرا جیق میکشی ملا جواب داد دردم می    آ ید گفت سوزن بخودت نزن تا دردت نیا ید؟؟؟؟؟

وا گر بدتان نیا ید این حکایت شرح حال بنده وجنابعا لی است و  مرحوم ملاای خدا بیامرز نباید چوب ساده لوحی بنده ببخشید وجنابعالای را بخورد.....

 

یکی از آ شنا یانم که برای ادامه تحصیل رفته بود کشور آلمان روزی از این روزها از تفاوت اخلاقی ما و غربی ها صحبت میکرد که در شهر کیسن یک آ بجو فروشی پا طق ایرانی های دور از وطن شده بو د.... میرفتیم دماغی تر میکردیم و گل و گبی سیاسی میز دیم و برای گران فروشی هموطنان اشکها میریختیم ... یکروز که رفتم در این دکه دیدم خالی از مشتری میباشد وخانم فروشنده مشغول ور رفتن به ناخن هایش است

 

علت نبودن مشتری را سئو ا ل  کردم جواب داد کارخانه های آ بجو سازی پنج در صد بقیمت تولیدات خود اضافه کرده اند مردم تصمیم گرفته اند تا بقیمت اول بر نگردد آ بجو نخورند گفتم من تشنه هستم یک لیوان بریز تا ببینیم چه میشود که  خانم یک بطری را برداشت وگفت تا این بطری را سرت نشکسته ام از مغازه من بر و بیرون دوست من گفت هنور 24 ساعت نگذشته بود که قیمت آ بجو برگشت سر جای اولش؟؟؟؟

 

حالا دوست من من وشما اگر برنج وروغن ونان و گوشت نخوریم مریض میشویم ومیمیریم

ولی انواع میوه ها چون گیلاس وزرد آ لو وسیبب  و گلابی ومرکبات از کیلوئی پانصد تومان وقتی رسید به 3 هزار تومان اگر نخوریم نمی میریم که هیچ بلکه منافع بزرگی هم میبریم چون میوه فروش اگر نفروشد

خودش وباغ دارش ومیدان دارش و دلا لان ریز و در شتش  برای اینکه ورشکست نشوند دور کاشت وفروش میوه را خط میکشند وقتی ا ین طور شد کارگر وآب وبرق وبیل وکلنگ ووو هم زیان میبینند

آنوقت قضیه آن طوطی پیش می آ ید که گفت ای کجلی که با کچلاان آ میختی تو مگر از کوزه روغن ریبختی

نتیجه این میشود که قیمت هرچیزی سر جایش قرار میگیرد وامروز گرفتار این مشکلات نمیشدیم که تولید کنندگان کالا وتوزیع کنندگان کالا آنقدر متورم بشوند که بوی گندشان عالم را نجس کند ومن وشمای خدمات دهنده هم مجبور بشویبم همان شیوه را بکا بگیریم که امروز یک عدد بیسکویت زهره ماری بشود یکصد تومان یعنی کیلوئی ده هزار تومان یک متر خانه متری 4 ملیون تومان مخارج کفن و دفن ؟؟؟؟؟؟؟؟ دولت هم مجبور بشود اسکناسهای نجومی چاپ نماید

اگر غیرت بخرج دهیم یکسال جز نان خالی با آب نخوریم این تولید کنند گان وتوزریبع کنند گان

 

وخدمات دهندگان آنفلوزای خو کی شان عرق عافیت پیدا میکند و اقتصاد ملت در راه صحیح تر قرار میگیرد

قدیم ها این یزدی های با آن زبان شیر ینشان میگفتند

یکسال بخور نان و تره ... و صد سال نو ش جان کن نان و کره

شب بخیر

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه 1389/10/21 و ساعت 2 قبل از ظهر |

 

................................................................................

 

ویرا یش دین مبین اسلام بعد از واقعه کربلا

 از بعد سال 60 هجری قمری تا اکنون برابر 639 مسیحی تا اول 2011

 با استناد هزارا ن سند از بزرگان ودانشمندان گذشته دنیای اسلام

 که بزرگواری چون خواجه شمس الدین ملقب به حافظ قر آن

 در تفسیر یکی آز آ یات قرآن در مورد تبدیل مو جودی بنام انسان به

 آدم شدن سرو ده است

 دوش دیدم که ملا ئک در میبخانه زردند **گل آ دم بسرشتند و به پیمانه زدنذ **ساکنان حرم سر عفاف ملکوت

با من خاک؟؟ نشسین باده مستانه زدند**آ سمان بار اما نت نتوانست کشیبد  قر عه فال بنام من دیوانه

زدندچنگ هفتا د و دو ملت همه را عذ ر بنه **چون ندیدند خقیقت ره

 افسیانه زدند ودر این روزگار وقت آن نیست که افسانه ببافیبم و گوش به افسانه های مخدر خرد و اندیشه دهیم

 دوستان

 

نقادی تاریخ ایران بقلم اینجانب محمد علوی ( مر عشی)  رابا توچه به مقاله بیست و هشتم بهمن ماه 1388 که در آر شیو وبلا گم موجود است مجددا در پیرا مون همان مطالب مطالب بعدی را در این مقاله مورد نقادی فکر و اندیشه وخرد های والا با شیوه با صطلاح پر یدن چکا وک ا**

ازاین شاخه به آن شاخه دیکر زندگی ادامه میدهم؟؟؟ لب مطلب هم در این است که  افکار ماروی یک شاخه از درخت زندگی ننشیند وبداند درخت زندگی بسیار سترک وپراز شاخه ها وبرگهای بر گرفته از بعد زمانهای گو نا گون است وهمه اش بهم ربط دارند

 

  در غیر این صورت کتاب

زندگی شبیه کتاب تخیلی امیر ارسلان رو می میشود که ملک نعمان مصری؟؟ و وامیر ارسلان رومی؟؟  و پطرس شاه فرنگی؟؟ و قمر وزیر و شمس وزیر و فولاد زره دیو ومادرش را بهم ربط مغشوش داده ودست آخر  امیر ارسلان رومی با شمشیر زمرد نگار همه را شقه میکند تا فرخ لقای دختر پطرس شاه فر نگی را در آغوش بگیرد و بعد از کیف بسیار امیر ارسلانها ونعما نها   هم بمیرند برونددر بایگانی بمانند تا ملیون ها بار دیگر زمین دور خورشید بچرخد وقیامت شود که چه بشود؟؟؟

 

واین متن و فهم قر آن کریم نیست ونبایستی تفسییر قر آن بشیوه ئی بشود که دشمنان اسلام ساده لوحان بظاهر مسلمان را بفریبند وراه شیطانی خود را هموار نما یند وقر آن کریم بصراحت از روز رستاخیز نابود شدن دنیای ماده موجود در جهان بنام چرخهای کیهانی بشیوائی سخن رانده نه بعنوان تنها کره رمین ومنظومه شمسیی که انسان بر گرفته از ایبن مجموعه است

 

 

اما تاآن روز رستاخیز هزاران هزار

رستا خیز دیگر تنها در این کره زمین بوجود آمده که امروز تو ای انسان مغرور متکبر بجای او لا غ  سوار شدن ازاین ده به آن ده سوار هوا پیما میشوی ودر دل آسمان چون سیمرغ شاهنامه فردوسی پنچ قاره جهان را زیر پا میکذاری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و آنقدر نادانی که فکر میکنی خودت مسبب این سعود به آسمانها شده ئی *** ای دانشمند مغرور به فهم وشعورت .. پس چرا در روز های آخر جسدت گرفتار آلزایمر میشوی وشلوار خودت را خیس میکنی وحرفهائی میزنی که موجب تفریح عوام میگرد د نمیدانی که بقول معروف گفته انداین همه آ وازه ها ازشه بود؟؟؟؟

که آ هن آ فرید که معدن ها بر پا نمود وتو چون دزدان پریدن پرندگان را تقلید کردی وبعد 50 هزار سال توانسته ئی بپری؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 من در سنین 18 یا 20 سا لگی خودم کتابی بنام ز ند گی محمد پیا مبر مسلمانان بقلم یک مسیحی ترجمه  استاد ودانشمند اندیش مند شاد روا ن ز ین ا لعا بدین   رهنما که بسیار کتاب نفیسی بود واز من در دیده شد خواندم

که یکی از صحابه معروف  پیامبر رخت از این جها ن بر بست ورسول خدا بدست خود جسد اورا در گور نهاد ولرزید صحابه از لر زیدن پیا مبرتعجب کردند و ایشان فرمودند قیا مت او شروع شد

صحابه گفتند یارسو لالله مگر قیامت شروع گردیده ایشان با تبسم فرمودند من گفتم قیامت او نه قیامت کا ئنات؟؟؟؟؟

و فر مودند ممکن است که ملیونها ستاره تو سط قیا مت ها ی خود شان منفجر شوند   ولی ملیونها بار تا قیامت کبرا زمان باقی ما نده باشد؟؟

 

 من این  گو نه فکر میکنم که میگویم و مینو یسم

 که متاسفانه بسیاری دیگر هم مانند من  فکر میکنندکه تا ا مروز نیمی از مردم جهان آ دم ها ئی هستند که انسانند ؟؟؟ ونیم دیگر انسا نها ئی هستند که هنوز آ دم نشده اند 

که از اول همه  ا نسان ابتدا ئی بو ده اندکه در بغد زمانهای حاکم بر کره زمین... بمر و ر تعداد آ دم ها زایاد شده تا به امروز رسیده و لی تصور نکنید که انسانهای دانشمند و ثر وتمندان و بقول خودشان بزر گان واشراف بمناسبت های زیور های دروغینی که بخود وصل نمو ده اند آ دم شده اند؟؟ خیر اینطور نیست ای بسا ابلیس آ دم رو که هست پس بهر دستی نباید داد دست

 

 انسان آدم نشده در تمام صنوف مردم ازهر شغل و مقامی وجود دارد بتاریخ رجوع کنید کتابی اکنون در کتاب فروشی ها وجود داردبنام منم تیمور بقلم خودش تر جمه شاد روان ذبیح الله منصوری حکیم الهی که فکر میکنم که متن کتاب  صحیح است

 او علاوه براینکه مسلمان بود شارع اسلام خودش هم بود در تمام جنگهایش مسجد سیار داشت وقر آن را از سز تا ته واز ته تا سر از حفظ میخواند

 در شیراز با خواجه شمس الدین حافظ قر آن نیز مناطره  داشت ولی این شقی خونخوار که روی چنگیز مغول را سفید کرده است بقلم خودش نبشته است خوردن خون انسانی را که بدست خود اورا کشته ئی مستی اش چند برابر شراب ناب است

 وپرلذت ترین تفریح من این است که با یک ضربت شمشیر سر انسانی را قطع کنم واز دیدن فواره زدن خون از رگهای گردنش لذت ببرم

 

 

 

ولی یک داستان هم از انسانی که از اول آ دم بود ونا مش علی مرتضی بود از دهان مو لوی بشنو؟؟

از علی آ موز اخلاص عمل** شسیر حق را دان منزه از دغل** در غزا بر پهلو ا نی  دست یافت ؟؟ او خدو انداخت بر روی علی ** افتخار هر نبی و هر ولی ** او خدو انداتخت بر رو ئی چو ماه سجده آرد نزرد او در سجده گاه**

بهر حال مولو ی میگوید علی دشمن را رها کرد و گفت شمشیرت را بردار و دو باره بجنگ** دشمن کفت تو پیروز بودی چرا مرا نکشتی ؟ علی گفت من برای اصثلاح حقیقت های آ دم شدن میجنگم وماٌ مور تن خود نیستم؟ تو آب دهن بر من انداختی و من عصبانی شدم ؟/ اگر تورا میکشتم شیطان            قا تلی میشدم

 من باتو برای اینکه حرف حق را ثابت کنم نجنگیدم این تو بودی که ناحق بمن و هم فکرانم تاخته ئی وکسی که از حق خود در تهاجم دشمن دفاع ننماید شیطان رجیم است این است تفا وت میان آ دمی که انسان است و آ دمی که هنوز آ دم نگر د یده اسیت

 

 

ای دوست من بتاریخ نگاه کن از این حیوانهای آ دم نما زیاد میبینی ولی دلگیر وغمگین مباش که در طبیعت خداوند گل وریحان در کنار مارها وعقرب ها ودرندگان رشد میکنند وزیبا میشوند یک نگاه به طبیعت زمین بینداز تا بنگری سبزه وگل آنقدر وسیع وفرا وان است که مارو عقرب ودیگر وحوش در کنارش استتار میگردد وتو آنهارا بندرت میبینی آنهم زمانی میباشد که دست در لانه شان کرده باشی

 و نگاهی به دنیا ی ا طر ا فت بینداز  وبنگر دانشمندان هوا پیمای بمب افکن ومو شکهای پرنده میسازند که از هزاران کیلو متر کشور و ملت تورا بمبارذان کنند که در تجارت جهانی تو جلوی شان سبز نشوی ونگوئی منهم مخلوق خدا وند هستم وحق دارم از سفره خدا وند قوت لا یموت خودرا بر گیرم

جواب میدهد من بتو یارانه میدهم ؟؟ تو میگوئی خدا وند گدائی را تحریم کرده او میگوید من بمب اتمی دارم صاحب حق وتو هستم که تو دهنی بسازمان ملل متفق بزرنم اگر سر راه من سبز بشوی پدرت را در می آ ورم

 تو میگوئی منهم بلدم و امکانشس را هم دارم که ما نند تو اسلحه بدسیت گیرم واز حقوق خودم دفاع کنم او میگوید تو اگر اسلحه بسازی ترو ریست پر ور هستی ومن به وحوش ودرندگان زیر دستم فرمان میدهم تورا تحریم کنند تا نتوانی اسلحه بسازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 دوست من صحبت از دنیای وحوش کردم و یادم افتاد به حکایتی مندرج در نسیم شمال عهد مشرو طیت ببشعر نبشته بودروزی در جنگلی قحطی آب آمد وگلزار ها خشکیدند وحیوتانات در عسرت افتادند شیر که سلطان وحوش بودگفت به آ ئین مسییحیت گرد هم جمع شوید واقرار بگناهان نابخشودنی خود کنید وهرحیوانی گنه کار تر بود خورده شود شاید با ران ببارد

واز خود شروع کرد که تا حال چند آهو وحیوان را شکار کرده و خورده است ببرو پلنگ و خرس و کفتار و روباه وشغال وتمام درندگان ریزو درشت هریک به نوبه خود اقرار بگناه کردند وکسی با قی نماند تا اینکه در حا شسیه جنگل چشمشا ن به اولا غ  مفلوکی افتاد که صاحبش درجنگل رها کرده بود تا طعمه درنگان بشود واز شرش خلا ص گردد

 کفتند تو هم باید اقرار کنی اولاغ بینوا گفت من جز بارکشی کاری نکرده ام فقط یک روز صا حبم رسنم را بد رختی بست ویادش رفت بمن غذا بدهد منهم تکان دادم رسنم را پاره کردم رفتم توی زمین ینجه مشدی حسن دوسه لقمه خوردم وغلطی زدم و برگشتم

گرگ سیاهی که بدی در کمین گفت مقصر همین است همین ؟؟ چرا پاره گرده رسن رفته توی ینجه مشدی حسن

بهر حال ریختند واولاغ را نوش جان کردند و التماس دعا نمودند از قضای روز گار ابر سیاهی که در راه بود رسید وشروع ببارش کرد ووحوش بتصور اینکه خدا دعا های آنهارا ا جابت نموده رفتند عقب درند کی های بعدی

 

دوست من تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل وگول نخور این دنیای وحش باصطلاح ثر وتمند جهان همان انسانها ئی هستند که آدمیت را در امنیت خود میخواهند ومردم دنیارا مرغ و خروس و گوسفند خود بحساب می آ ورند

آنها هم میمیرند ومن وتوهم میمیریم نترسی عمر فردی انسان  کوتاه است اکثریت با 60 یا 70 بار بازمین به دور خورشید میچرخند و اقلیت با 80یا 90 دفعه آنهم با آ لزایمر  وباز بر میکردند

 یادی از با با طاهر عریان لر همدانی بکن این نا خوانده کتاب در یکجا سروده

اگر دستم رسد بر چرخ گردون(( یادت باشه هنوز گالیله ونیوتن بدنیا نیا مده بودند )) گفته نمی پرسم که این چند است و آن چون؟ یکی را داده ای صد نازو نعمت یکی را نان جو آ لوده در خون(( وا قعا اینطزور است خدای پاک ومهربان یکی را در میلیارد ها ثر وت به دنیا مبفرستد... ودیگرا را میان سر گین اسب و اولاغ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همین قلندر عریان در جای دیکر کفته .. توکه نا خوانده ئی علم سما وات** توکه نا برده ئی ره در خرا بات --- تکه سود و زیان خو د ندونی *** بجانان کی رسی هیهات هیهات

ودر مقابل تهدید هائی چون انفجار بمب های اتمی و غیره گفته

شبی تاریک و سنگستان و من مست قدح از دست من افتاد و نشکست *** نگهدارنده اش نیکو نگه داشت** وگرنه صد قدح نفتاده بشکست

 

ایران ده هزرار سال است زنده اسیت بعشق فرزندانش

وخدا نگه دارنده ایران وملت ایران است

می آ ئیم میرویم و سمیعیم و بصیریم و خو شیم

وبا همه نامحرمان ما خا موشیم

شب و روز تان بخیر

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در جمعه 1389/10/17 و ساعت 8 بعد از ظهر |

تگ مضرا بی دیگر

این مقا له اسمش بازی با کلمات در یکی دیگر از تک مضراب های مو سیقی ما ایرانیان  در

گذرزندگی کردن  خود ودیگران است؟؟؟؟؟وتوجه شمارا جلب میکنم با ین بازی نفرت انگیز؟؟؟ 

 عده ئی نا اهل گناهکار در پیشگاه خداوند ومردم ایران   براه انداخته اند؟؟؟؟وگنا ه رفتار ها

وکردار هایشان را  بگردن دولت ها می اندازند؟

؟؟

و ا ینان مانند   دزد ی هستند که فریاد میزندآی دزد ؟؟؟ چون میداند که دستگاه های دزد

بگیری کارش گرفتن متهم شونده است وکار ندارد که متهم شونده گناهکار است یا اینکه

متنهم کننده تهمت زده است ؟؟ البته همه هم  ا ینطور نیستند  ؟؟ چون خودم از کسانی به

داد گستری با تقدیم ا سناد ومدارکی شکایت بردم رئیس داد گستری گفت روز دیگر بروم تا

پرونده را بشعبه مربوطه ارجا ع نماید گفتم چرا حالا دستور نمیدهید جواب داد باید بفهمم که

شما در شکایت خود قصد تهمت زدن دارید یا قصد دفاع از حقوق خود تان البته رفتار این

قاضی با وجدان در همه جا اینطور نیست و به همین دلیل دزد زدده را متهم میکند و واین

شیوه نا بخردانه کشور مارا گرفتار بحران های مخربانه اقتصادی مینما ید که دیگر بحران هارا

در پی دارد

 

منظور من در این مقاله دزدان ودزد زده های فردی نمی باشد بلکه نظرم به دزدان اجتماعی

میباشد که طیف بسیار وسیع اجتماع را در بر گرفته است ولازم نیست که کسی بهر شکلی

از فردی دزدی کند این دزدان اجتماع قوانین اجتماع را مید زدند وچون اتو مبیل دزدی شده با

تغیر شکل بمردم میفروشنداین  نا مردمان روزگار که  خودرا کاسب وحبیب خدا معرفی مینما

یند دوتیره شده اند یکی از کیسه دولت ها خودرا مزد بگیر مفلوک جا میزند ودیگری در بازار

های فروش کالاها خودرا الکاسب و فی حبیب الله معرفی مینماید

در زمانهای  طا غوت؟؟؟؟؟؟؟ قانونی وجود داشت بنام قا نون از کجا آ ورده ئی  ؟؟؟ و بند ها

ئی داشت بنامهای بند جیم به بالا؟؟؟ وامروز بتا بر نص صریح قر آن وقانون اساسی جمهوری

اسلامی هر کس میتواند مالک اموالی باشسد که با تلاش خود در پناه قانون بدست آ ورده

باشسد که در قانون مدنی ما نامش مسئو لیت مدنی درمقابل دیگران است وکسانیکه با

راهنما ئی های نادرست مغایر شارع    قر آن و اسلام وقانون با تجاوز بحقوق مدنی دیگران

مالهای نجومی بدست   آ ورند و  آ ور ده نداند باید گفت ایکه با خود کج و با من کچ و با خلق

خدا کج آخر قدمی راست بنه ای همه جات کج

چندی قبل یادی  از مولوی میکردم این سرود ه وی را میخواندم که *** ای برادر تو همه

اندیشه ئی؟؟ ما بقی را استخوا ن و ریشه ئی** به  یاد نبشته های چندی پیش خودم افتاد

که در مورد 5 کد ذخیره شده در کامپیوتر جسد انسان نبشته بودم که عبارت بود از فکر کردن

واندیشه نمودن و عشق ورذیدن  وتعقل نمودن و وجدان یا خرد والا...به کتاب لغت عمید در

مورد اندیشیدن رجوع کردم  متا سفا نه آن جناب تبشته بودند اتدیشه یعنی

اندیشیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بدلم نچسبید بوسیله فکر کردن یا سخن گفتن با    عا لم کا ئنات

فهمیدم با ید معمای خودم را از امثال مو لوی و حافظ بپرسم  خوب جواب مولوی را در تک

مضرابش در بالا شنیده بودم  ؟؟؟حا فظ هم باتک مضراب خودش گفت جنگ هفغتا دو ملت

همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسا نه زدند این دو جواب باز افکار مرا متوجه مولوی

نمود که گفته است از عبو دیت نمی توان الله شد ولی میتوانی چون موسی کلیم الله شد با

خدا حرف زد وازاو کسب معرفت نمو د

 

ومن نیز چنین کردم وخدا ونددر نهاد من چنین فرمودکه اندیشه یعنی آن زمان که با فکرت

سئوال کردی بوسیله اندیشه جستجو کن تا آن رابیابی وعقل با استدلال ودلیل وبرهان راه

رسیدن به مجهول خودت را نشان میدهد حتی دروغ وتزویر و جنایت را آنوقت است که عاشق

یا فته های خودت میشوی وبسوی عشق خودت میروی که درا ینجا صدای مرا از عر ش

خودم که در وجود تو مستقر است ونامش وجدان یا خرد است میشنوی که راهت درست

است برو ویا راهت کج است وبرگرد که اگر حکم مرا اجرا کردی چه موفق بشوی یا نشوی

شهید خواهی بود از خودت راضی میگردی ومنهم از تو راضی میگردم

در غیر اینصورت تو با خود کچی و با خلق خدا کج هستی آ خر قدمی راست بنه ای همه جات

کج؟؟؟؟؟ و میبینید که منهم در اینجا با کلمات بازی کردم تا یک مطلب از ویروس های کشنده

مقام آدمیت را بتصویر بکشم وبه این ویروس های کشنده انسان نما که همان جن وشیاطین

باشند که خدا وخلق خدا آنهارا لعنت میگنند بگو یم هش ؟؟؟ کجا میروید تر مز کنید ای بیخبران

که نام هم  و طن مردم را یدک میکشید و نجس میکنید خود وخلق خدارا هر چند که علامت

مسلمانی را در صورت های خود خا لکوبی کرده باشیدونمیدانید که شما قاتل و مروج امیال

شیطانی در میان خلق خدا هستید که فقیر میکنید مردم را و معتادو دزد و جنایت کار میکنید

مردم راچرا؟؟؟؟؟؟؟؟چون میلیارد ها میلیارد نعمت های خدارا با حیله و تزرویر ونشاندادن

سراب های گوناگون خودرا چاق ودیگران را لاغر میکنید و آماده میسازید که این لا غرشسده

ها از ویروس حرس و طمع وبی خدائی شما به انواع حرمانها از جمله جنایت و آ دم کشی و

خیانت بوطن دست بزنند

نماز هم میخوانید وخمس وزکات هم میدهید وگریه های شبانه هم میکنید و نظرو نیاز های

فرا وان هم دارید وچیزی که در شما مرده است و وجود ندارد وجدان است ای نا وجدان بی

سواد خوانده ئی که کاسب حبیب خدا میباشد  ولی نمیدانی که حبیب خدا آن کاسبی میباشد

که با تلاش خدای گونه خود از راه بخشایش گری ومهربانی کسب روزی برای خانواده خود

کند

 

نه آن کاسبی که با احتکار و گران فروشی وباصطلاح نان را بنرخ سیاستمداران روز خوردن

وسوء استفاده کردن ورشوه دادن ورشوه گرفتن وحق دیگران را ضایع کردن بدست آ ورد گر و

هی در قالب تولید کنندگان میروید وبازار را پر میکنید از کالاهای غیر ضروری در بسته بندی

های پلاستیک محیط زیست نابود کننده مردم را مبتلی میکنیدبه زندگی فا نتزی پرمصرف

خراب کننده جسم وجان مردم باصطلاح بازار کار درست میکنید برای محصولات کشور خراب

کن وانسان را به سراب کار کردن در وادی های نا معقول زندگی سوق میدهید

چه خبر شده که چپ چپ مرا نگاه میکنید فکر میکنید که دیوانه شده ام ولا تا ئلات می بافم ا

لبته میدانم این کالاهای ایران بر باده شما در تمام کشور های را قیه اشباه شده تر ش هم

وجود داردولی نمیدانید که در آن کشور ها بدو صورت این کالاها تولید و توزیع میشود صورت

اولش این است که آ نها بقدری در تولید مواد اول زندگی خود پیش رفته اند که دیگر وقتی

 برای ظرف شستن و پختن غذا های گونا گون ندارند نا چار ظروف خودرا با ماشین ظرف

شوئی میشوید وغذای خودرا از مصنوعات پیتزا گونه با محصولات سو سیس ها وکالباسهای

سر طان زا میخورندوتازه تولیدبرقش بقدری ارزان است که ربطی بکشور ماندارد

درگشود ما تا شصت هفتاد سال قبل یک جمعیت 15 ملیونی بود در میان یک ملیون و پانصد و

شصت هزار کیلو متر مربع سرزمین ایران  یعنی در هریک ملیون متر مربع 9 نفر که نزدیک

شصت در صد این سر زمین کوه و کویرو صحراوجود داشته وداردازشمال به جنوبش واز

شرق به غربش هزاران کیلو متر فاصله جاده ئی داردکه شهری ار یک استان به استان دیگر

را وصل نما ید چه رسد گه صد ها کیلومتر روستاهای یک استان به مرکز همان استان فاصله

است بخصوص استانهای جنوبی وسواحل خلیج فارس این بعد مفاصل را حکو متهای خا ئن

ملوک الطوا یفی بوجود آ ورده بودند که عبید زا کانی داستان موش و گربه اش را از روش

همین ملوک شهر در شهر کشور ایران ساخته است وحاکم ما هان کرمان را گربه موش خوار

وحاکم فارس را پادشاه مو شان معرفی نمود

شما نمیدانید ولی کهن مردمی چون بنده میدانیم که از عهد قا جار به بعدکه شاهان دزدان

وگردنه زن بر طبق قانون مشرو طیت زیر مهمیز ملت قرار گرفتند ولی کاسه همان شد و آش

ملت در همان

کاسه پخته شد بجای اینکه روستاها وشهر ها واستان های کشور را در یکدیگر در محل های

مناسب وشرایط زیست محیطی ادقام کنند ومنا طق خشک وکویری را زیر پوشش جنگل

های مناسب جهت مصارف

گوناگون کشور در اورند و فاصله شهر ها و روستا هارا بوسیله جاده کشی وبرق رسانی وموا

صلات کوتاه کنند و مردم خصوصا جنوب کشور را در یک دایره کاری قرار دهند که بتوانند خد

مات عمومی را ارزان وراحت به مردم برسا نند

باز همان شیوه ملوک الطوایفی این بار با ایجاد استانداران وفرمانداران اجق وجق به جان بیت

المال ملت انداختند صد ها کیلومتر راه ساختند تا چندتا روستا و بخش هائی را که جمعیت اش

حتی به سه چهار هزار نفر نمی رسید برق وجاده وتلفن و پست برسانند در نتجه برقی که

تولیدش اگر صد باشد توزیعش هزاران تومان استاز همه بدتر سیمهای برق را بجای اینکه

استانی کنند وهمینطور برق را کردند داخل یک رشته سراسری که بایک کلید هر جارا

خواستند نور باران کنند وهر جای دیگر را به غیرت ارواح مقدس سپردند

وبد تر از همه نیروی برق وتلفن وووووهای دیگر را دولتی کردند وبدست کارمندانی سپردند که ا

گر یک فرد از شهر های کو چک مجبور شود برای گرفتن یک امضا به مرکز استان برود وبگوید

داداش من از  شهر؟؟ آ مده ام  شما یک امضا بکنید تا غروب نشده بروم شهر خودم جو ا ب

بدهد برو فردا بیا

چطور میشد که اگراین میلیاردها دلار که خرج ساختن این شبکه های بزرگ توزیع برق هر

استان خرج ساختن 2 کار خانه برق برای هر استان میشد که هر 12 ساعت بنو بت  کار بکند

وبرق استان گرفتار پر مصرفی شهر هائی چون تهران نمیشد

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ظرف یکصدو اندی سال که دو دفعه آ لمان وژاپن و انگلیس وووو در دو جنگ بین اللملل اول

ودوم با خاک یکسان شدند وامروز باز ابر قدرت هستند ومانتوانسته ایم در این دو جنگ که

فقط باد عفونتش بما خورده است مسئله ادقام وکوچک کردن فواصل خدمت رسانی به

مردم را کوتاه تر کنیم واین مقدار هزیبنه ها روی دست مردم نگذاریم

چطور میشد که اکنون که نتوانسته ایم این مهم را باز سازی کنیم نگذاریم تولید کنند گان

بسته بند ی کردن قوت لا یموت مردم فروشگاه های کشور را پر نکنند از کارخانجات بسته بند

ی وارداتی چطور میشد اگر مراکز کشا ورزی ایران را بعهده یک مشت سود جوی شهرک

ساز وبرج ساز نمیدادیم که مجبور نشویم حتی سیرو پیاز وگندم و برنج خودرا از اجنبی های

دزد تحریم کن بخریم

چطور میشدجطور میشد چطور میشد

که بادرا پدر دار در نکند ومشت را بی پدر نخورد  که قاطبه مردم کوچه ها وبازار های کشور

باشند

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی را استخوان و ریشه ئی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

............................................................

دولت های دیروز وامرذوز وفرداهای دیگر هیچ تقصیری ندارند دولتی که برای چها ر سال انتخاب

شود تکلیفش روشن است که کاری نمیتواند بکند در این چهار سال مجبور است خودش را

نگهد ارد که زمین نخورد واگر شانسش یاری کند باز انتخاب شودنه انتخاب از طرف مردم بلکه

انتخاب از طرف ثروتمندان بی درد وباد آ ورده یک ملت انقلا بی در حال رشد باید برای آ زمایش

وحرکت صحیح دولتشس حد اقل 16 سال سر پا با یکدفعه انتخاب سر کار بیاید وبعد برای

همیشه باز نشسته شودالبته چنین دولتی را باید اهرم وهدایت کننده داشته باشد که در

قانون اساسی انقلابی خود داریم بشرط اینکه بگذارند رهبر خودش باشد تا بتواند ریزو درشت

مردم را با چشم باز یکنواخت ببیند

ما میدانیم این همه تدارکات نا هنجاری هارا دشمنان خارجی ما بر پا میدارند ولی بدست

واردات چی های داخلی خودمان وثر وتمند نمودن اشانتیونی عده ئی معدود بر اکثریت جامعه

است دشمن ما دولتها نیستند دشمنان ما در میان فروشگاه ها ی وکار خانجات وشرکت های

آنچنانی قرار دارندتعجب نمیکنید که در کشور ما در ده ها هزار کیلومتر چاده 12 ملیون ماشین

حرکت مبکند که کامیونها واتوباس هایش فقط 2 ملیون است و10 ملیون از سواری هایش در

مالکیت سه ملیون خانوار از 17 ملیون خانوار ایرانی میباشد آنهتا صاحب خانه ها و ویلا های

قصر مانند با کولر ها و شوفاژ ها و سونا ها وچکوزی ها و استخر های آب گرم هستند حتی

ورز ش شان با دستگاه های الکتریکی میباشد

ولی قیمت کالاهای عمومی پر مصرفشان شامل مردم کوچه وبازار میشود که بدبختها اگر بد

یاری بیاورند ویکی دو کیلو وات برقشان از پله اول به پله دوم بپرود ناگهان پرداختی هایشان

سعود میکند تا به ثریای آ سمان ثروتمندان بی درد برسدوالله بللاهمن وامثال بنده عمرمان

تمام شده ودر سکرات آ مدن    عزرا عیل هستیم اگر دادو فریاد میکنیم بادی است که در

صور اسرافیل قیامتی بد برای فردا های کشور مان میزنیم هرچه باشد عاشق وطنمان

هستیم

حافظط وظیفه تو دعا گفتن است و بس

دربند آن مباش که نشنید یا شنید

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در سه شنبه 1389/10/14 و ساعت 2 قبل از ظهر |

 

 

با دهن کجی کردن در اشعار عبید زا کانی

اگر داری تو عقل و دانش و هوش * بیا بشنو حدیث زند گانی * بگویم من

برایت داستانی *که در پندار آن حیران بمانی

................................................................................ 

قبل از اینکه به اصل مطلب بپر دازم بعرض مبارکتان میرسانم هر چند حتما

باید  روند کار   های مردم  در ارشاد های کار کذاران دولتی مورد تقادی مردم

قرار گیرد  تا سره از تاسره ها شناخته گردد ؟؟ ولی این کمال بی  انصافی

میباشد که ما تمام کا ستی های زند گی مان را  بگردن کسانی که آ نهارا 

 دیروز وامروزبرای تمشیت امور خود یا انتخابکرده ایم ویا انتصاب

شده ا نداندازیم

 

تعجب نکنیدکه میگویم کار گذاران چون  معنی دولت ملی((( ثروت ملی میباشد))) و کار

گذاران کسانی میباشند که آ نها برای اداره آن بر طبق قانون عرفی واساسی کشور منصوب

میشوندو ؟؟ و قانون نیز  دوصورت اصلی  و فرعی داردکه صورت اصلی آ ن  اخلاق است که

بسیاری از ما نداریم ؟؟زیرا  آنچه در نماز هایمان  میخوانیم رحمن الرحیم وسمیع و علیم

وصمد   بو دن  است  که بعضی ها کمش را دارند وبعضی دیگر اصلا ندارند  ویا اینکه یکی را

قبول میکنیم ودیگری  را فرا موش میکنیم

 

وهمیشه برای  زنج ها وگرفتاری ها یمان  زمز مه میکنیم که  بیا ئید قصه من گوش کنید قصه

بی سرو سامانی من گوش کنید که حق دارید زمزمه کنید ؟؟ ولی  خودتان میگوئید قصه

وقصه گرگ پیره قصه  پدر مادر بزرگه ها  ؟؟؟؟که سر چشمه هایش  از دیروزها و پریروز ها 

 شروع نگردیده بلکه این قصه از زمانی شروع شده که کذشتگان ما شروع کرده اند  ودر

نتیجه این محنتی که اکنون  در تنگی قفس میکشیم  کفران نعمتی است که گذشتگان ما

خصو صا از عهد قاجار به بعددر باغ زندگی  نموده اند

 

اکر بخواهیم خوش انصاف باشیم اول بیائیم  گذری  سرسری به آ مار ما یحتاج فردی وجمعی

دیروز وامروز خودبزنیم  که توقع داریم امروز  باید خوبش را داشته باشیم؟؟؟؟ و تا  کاستی

های   زند گی ما ن را نفهمیم از کجا پیداشده  بقول معروف در وادی طور سرگردان باقی

میمانیم تمشیت امر زندگی ما احتیاج به ابزار ها ی مهمی دارد که نمونه هایش باید در آمار

زندگی مان وجود داسته باشد واگر نباشد برای همه مردم مصیبت ببار آ ورده و یامی 

آوردتوجه به مطالب زیر بکنید تا کنه مطلب آ شکار گردد

 

اول ا سان با  یدغذا بخورد....که احتیاج به ابزار تولید کشا ورزی داردو لباس باید بپوشد....

احتیاج به ابزار تولید نخ ونساجی ورنگ وبسته بندی دارد ودارو ودارو درمان لازم

دارد......که مچتاج به دارو سازی وابزار آن وپزشکی وابزار پزشکی میباشد همینطو ر آ ب

وبرق وتلفن و ارتباطات حمل و نقل از هر قبیل آ موزش و پرورش کتاب ومعلم استاد و مراکز

آن امنیت از نیروهای مدافع کشور وانتظامی وقضا ئی با ابزار های خودش  ومسکن وسر پناه

تفریحات وسر گرمی ها از تآ تر وسینما وتلویزیون واینتر نت ومسافرت و کتاب و  ورزش و

پارکها وصد ها

خواسته های دیگرکه تولیدهای گو ناگون  و. توزیع این تولیدات در میان مردم و خدمات مزد

بکیری های کو ناگون تحت شرایط خدماتت کشوری وغیره  احتیاج به تهیه ابزار آ لات

مخصوص بخود را دارد که باید همه اش در داخل کشور تولید شود نه اینکه از خارج بیاید که

گرفتار شانتا ژ وتحریبم های دلا لان خارجی نگردیم

 

به تمام این ابزار ها که باید در داخل کشور تهیه شود نامش امنیت ملی میباشد و امنیت ملی

تنها در ابزار اسلحه سازی هر گز بدست نمی آ ید؟؟؟؟؟وبهمین تر تیب جمعیت کار آمد کشور

تحت شرایط خودش تقسیم میگردد به تولید کنندگان وتوزریع کنندگان وخدمات دهند گان و

مصر ف کنندگان باز نشسته ومعلول وبیکار ونوبا وگان تحت تعلیم شرا یط تربیتی  ودراین

میان مشاغل آزاد نباید وجود داشته باشد چون کل امور کشور در پرتو نظارت دیکتاتوری قانون

باید باشد وشغل آزاد یعنی قانون ستیزی وفرا از مسئو لیت های گو نا گون زندگی که ارازل واو

باش هم نو عی از مشا غل آ زاد است به همین تر تیب چمعیت :کار ی کشور به نسبت

تقسیم میشود به تولید کنند گان ریزو درشت وتوزیع کنندگان کالاهای زکر شده ریزو درشت

 

بطور کلی سیستم اقتصاد کشور ممکن است  به 3 شکل اداره گردد صحیحش نور مال بودن

یعنی استفاده صحیح از عقل وخرداست که با تفکر وقوانین برخواسته از افکار خرد مندانه

مردم از آ نچه در کیسه خاک کشور مان که خدا وند ودیعه نهاده   از زمین وآب وهوا ومعادن

ونور خورشید ووووو بدون نیاز به وارد کردن هر چیزی از کشور های دیگرمورد برداشت

ها ی اقتصا دی اصولی مردم بشود دوم عملیات تفننی و فانتزی در خدمت عملیات نو ر مالی

جهت چاشنی و خوشمره کردن زندگی

 

وسوم باصطلاح آ نور مال یا خرد ستیزی وپیروی کردن از امیال زیان آ ور شیطانی  وبی جهت

بودن  روش زند گی کردن  منظو ر از این آنور مال بودن یعنی بقول معروف انسان پول برای

خرید اسب  کم داشته باشد برود آ نچه را که دارد یک زین مطلای شیک بخرد بگذارد طا قچه

اطا قش جهت نمایش یا ملتش در آمد مخارج اصولی را نداشته باشد تبلیغات اقتصادی بشود

برای انتخاب مرد وزن سال و بیمارستانهایش لوازم اولیه مرضی مستمند را نداشته باشد

طرفهای بیفکر اضافات زندگی خودرا برای پختن آ ش ابو دردا مصرف کنند

 

با توجه به این مقدمه کوتاه باز بقول معروف لازم نیست که ما از دولت انتظار نداشته باشیم   

آ مار نا صحیح اقتصادیش را سیاسی نکند  که اگر کارش سیاسی نباشد دشمن از کنه          

 نا میزانی های ما با خبر میگردد و ضربه میزند وهمچنین از  دولت مندان ثر وتمندان بی درد

یعنی بی مسئولیت در برابر خدا میباشند آ مار صحیح نخواهیم که آیادر پی ایجاد اقتصاد سالم

در اجرای آ مار های بحق ما هستند یا خیر و آمار هائی را بخوانیم وبشنویم که قابل درک و با

ور باشدکه از طرف درد مندان وخرد مندان جامعه ارا ئه میشود که ما شا الله تعد شان زیاد

است نمونه این آمار ها و خد مات روز را ؟؟؟؟ را میتوانیم  در فروشگاه ها ودکاکین وسو پر پر

مارکت ها موجود واظهرو من الشمسی از وا قعیت های بسیار بد وبسیار غلط موجود در

کشور است را تما شا کنیم

 

ما شا الله در تمام فروشگاه های ما مملو از لوازم ریزو درشت زندگی میباشد ودر خیا بان ها

وجاده های کشور حدو د 12 ملیون ماشین در حرکت است در شهر ها ی بزرگ و کوچک ما

شا الله ملیون ها برج و آسمان خراش موجود است ودر یک شهر کوچک از یک استان که یک

نماینده مجلسش  با سی چهل هزار راٌی منتخب میشود که قانون کل کشور را بنویسد ؟؟

سه بیمارستان وصد ها دارو فروش وچند نمایندگی دانشگاه ها و چند هزار دبستان  وچند صد

دبیرستان عمد تاٌ کم زاد و توشه وجود دارد؟؟؟

 

اما در این فروشکاه ها ی مملوی از هزاران هزار کا لای پر زرق و برق که   اگرهمه اش وجود

نداشته باشد   کسی را نمیکشد چه رسد باینکه این نعمات اجق وجق را بعلت اینکه

سازندگان و وارد کنندکانش قصور ییلاق و قشلاق ودبی و امارات لازم دارند بعلت بالای قیمت

ها چون توان خرید نیست هزاران هزار جرم های ایران بر باد ده باید بوجود آ ید که تنها یگ

تخت تاشوی خواب را از یک تا چند ملیون تومان باید خرید

 

 در یک روستای دو هزار نفری که امروز نامش را شهر گذاشته اند وشهردار وشورای شهر

دارد فروشگاه ها مملو است  از  صد ها رنگ ماست و پنیر و سیب زمینی سرخ کرده مانند

چیتوز و نوشابه های  رنگا رنگ وجود دارد در حالیکه غذای اصلی و قوت لا یموت مردم 

تنها در غلات وحبو بات وسبزی جات وگوشت قرمز وسفید وروغن و قندو چای است

 

ولی این اقلام در میان ملیو نها  مواد رنگارنگ اجق وجق واردات خارجی بصورت اشانتیون

یک بار مصرف وجود دارد که این بسته بندی ها در منازل ظرف یکی دوساعت تبدیل به  

ملیونها تن  زباله های نابود کننده محیط زیست وحشرات وبا کتری های کشنده میشود و دولت

مجبور است میلیارد ها ذخیره های ملی را صرف تلمبار کردن این زباله ها بکند که نشت های

زهر آکین آن مختصر آبهای زیرزمینی ماراآلوده به باکتری های کشنده چون سر طان بنمایددر

کشور ما ما شا الله بی حد منابع تولید شیشسه است که میتوان مایعات مارا در خود ذخیره

کند وپس از فرسودگی دوباره باز سازی وقابل مصرف گرددنه اینکه پترو شیمی ما در خدمت

بسته بندی های این اقلام گردد که در تمام مسیرهای دید انسانی مملو از پلاستیک های

زاباله شده غیر قابل حل در طبیعت نشود

 

در یک منطقه کو چک ایران شهر دماوند دشت وسیعی وجود داشت که گلوگاه آن از پهنای 3

کیلو متر شروع میشد از جا چرود به کمرد و بومهن ورودهن وگل آهک وگلیارد و حصار برو

تادشت آبسردو عین ورزان  وجابان و سر بندان که صد ها روستای آباد مشجر ومعطر در

میانش بود بوچاه های عمیق  و جود نداشت تنها با قنوات وچشمه سار هایش ده ها هزار تن

از غلات وحبوبات و میوه وخشکبار وعسل روانه بازار ایران و ارو پا میکرد ودر این دشت

۷۰کلومتر در 10 کیلومتری بوسعت 70 هزار هکتار زمین که تنها 10 هزار هکتارش کشت

محصولات آبی کار بود و60 هزار هکتارش زیر دیم کاری ها ومراتع تاٌلیف احشام بود که اقلام

تولیدی آن چیزی حداقل از 600 هزار تن گندم ومیوه و سیب زمینی وقیسی وگردو ی خشکبار

ودرخت های نجاری معرو ف به تبریزی وگوشت ولبنیات وپشم وبجای کود های مخرب

شیمیائی کود حیوانی وعسل وهزاران هزار کالاهای دست باف نفیس بود

 

حالا از تصدق سر کالاهای وارداتی یکی از اقلامش شده ماشین آ لات حفاری از آمار بسیار

بالا که تمام ذخیره های ملیون هاسال قبل آب های زیرزمینی را ازبین بردواکنون این منطقه

شده شهر جاجرود شهر پردیس شهر بو مهن شهر رودهن شهر گیلا وند شهر آبسرد شهر

جابان شهر سید آباد بیچاره شهر های دماوند و فیروز کوه در مقابل این شهر ها شده اند خا ل

کوچکی در کف یک دست؟؟؟

 

نتیجه چه شده این 70 هزار هکتار زمین شده شهر گل های یکبار مصرف خانه های پولداران

گران فروش دلار جمع کن با مختصری سیب زمینی وکدو وخیار و مقداری سیب لبنانی جهت

مصارف پول خوارانی که بخود لقب اعیان صاحب ماشین های 50 ملیون تا سیصد ملیونی کرده

اند وبیش چند ملیون مهاجر سو پسیت خوا ر از جیب دولت درست شده است  یک سری در

فصول بهار و تابستان ساعت 6 و7 بعد از ظهر به این شهر ها بزنید وببینید چمعیت یکصد

هزار نفری زحمت کش دما وند تبدیل شده ازجمعیت ملیونی  مهاچران افغانی گرفته تا روستا

ئیان استانهای کشور که خودرا روز ها به تهران پر تاب میکنند وعصر ها با قیافه های گرد آ

لود در جلوی نانوا ئی ها ودیگر دکاکین جمع میشوند که کالاهای سوپسیت دار بخرند

 

زمین های اجق وجق درست شده با لوله کشی های یکسال مصرف قطره ئی برای آب یاری

گلهای شاخه ئی 2 هزاز تو مان وسیب های کیلوئی 3 هزار تومان  ولبنیات کیلوئی 1500 تا

ده هزار تومان ویلا داران دوبی وامارات تازه آقایان با مصرف هزاران هزار کیلوات برق از

کولر ها و شو فاژ ها وسو ناها و جاکوزی ها وبا غات و جمن زار ها پدر دولت ومردم را در آ

ورده اند و بانکها  زیر بار وام ها ئی که این برج سازان وصادرات چی های به شهرک های

دوبی وامارات کمر خم کرده اند

 

بخدا بخدا اگر خداوند این قدرت را بمن میداد جنان قوانین آباد کننده و شکم کوچک کردن را به

بوته آزمایش وعمل در می آوردم که ظرف ده سال دیگر ایران بقدر وسعت وجمعیتش یک ابر

اقتصااد دنیا بشود ولی در باره افکار مشعشعانه من باید گفت ملا تنها بقا ضی میرویاین کشور

گل و بلبل است اکثریتی دارد که خلاف نبشته های تو عمل میکنند وحرف های تو مانند

 

خدا رحمت کند ملا نصر الدین را که میفر مود  خوشحال باشید که فیل پر ندارد والا می

نشست  روی بام های خانه ه وخانه هایتان را خراب میکردو در مقابل قدرت نمائی افکارم باید

خندیدو گفت توهم اگر به نوا ئی برسی میشوی

 گربه مسکین اگر پرداشتی تخم گنجشک از هوا بر داشتی آن دوشاخ گاو اگر خر داشتی

آدمیرا در زمین نگذاشتی == قو قول و قو قول خدا حافظ شما

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در چهارشنبه 1389/10/08 و ساعت 12 بعد از ظهر |

تک مضراب  ها ئی از تک مضرابهای   مغشو  ش کننده اوضاع

ا جتماعی واقتصادی وسیاسی  کشور ایران

یادی از دوران رضا شاه

**************

همه میدانند و منهم بعلت موقعیت سنی و بافت اجتماعی دیر یته  از

خیلی ها ی دیگر از تک مضراب های کودتای 1299 بفر ماندهی رضا

خان میرپنج و بعد رضا شاه بیشتر میدانم که او  قبل از کود تای 

۱۲۹۹در کجا بدنیا آمده ؟ وکجا بزرگ شده؟ وبافت خانوادگی او در

کشور پهناور ایران به چه صورتی بوده؟  من به زندگی خانواده او

 کاری ندارم ولی نام پدرش داداش بیک قزاق بوده در قریه آلاشت

از توابع شیر گاه

سواد کوه در شرق مازندران از مادری تهرانی در میان دو عموو

عموزاده خود بنام های امیر مو ئید یوز باشی یا بخشدار شیرگاه و

چراغ علی خان از داش های محل در حدود 1258 هجری شمسی

متولد گردیده وچون در موقع تولدش پدرش مرده بود مادرش با یک

وضعیت فرس ما ژور اورا در قنداق بطهران برد وبر طبق سنت

حکومت قجر ها شغل  قزا قی پدرش بعنوان ار ثیه  باین بچه

 قنداقی داده شد

**********

وتا سال 1299 این قزاق در ایران فقط یک قز ا ق مسلسل چی بوده  و دیگر

هیچ ؟ میبینید که یک ایرانی نیمه فقیر شو شکه بند در عین حال از داش

حای محله سنگ لج تهران بوده ولی  دستگاه باصطلاح رَجُل تراشی

انگلیسی کار خودش را کرد ؟؟؟ وتعجب نکنید این انگلیس با شاه نعمت الله

خان ولی مد فون در ما هان هم گویا در قرن ها پیش آ بگوشت بز باش

میخورده  جون چند بیتی در وصف رضا شاه  وسر نبشت آ و  سروده ودر

جراید ما ن  هم بچاب رسیده

***********

یعنی زمانیکه احمد شاه قا جار رفت بفرنگ ایشان پیش بینی فرمودند شه

چوبیرون رود ز جای گهش شه دیگر بکار میبینم  ا و جوا نیست بشکل سام

بلند پسرانش قطار میبینم چون دو ده سال پادشاهی کرد بدنش بر مزار

میبینم پسرش چون بتخت بنشیند بلعجب روز کار میبینم وبا همین پیش بینی

باصطلاح آ ب دوغ خیاری با پشت چشم نازک کردن ژ نرال آ یرم ساید

انگلیسی او شد از رجال ایران وکودتا کرد ومدارج سه گانه ئی را کمتر از دو

سه سال پیمود وبقول معروف نه چک زد ونه چانه عروس  شد جانشین

دیگر شا هان ریزو درشت ایران

**********

که گفته ا ند بخت از آد می چو بر گردد شب اول عرو س نر کردد  اسب اندر

طبیله خر گردد  وچنین حکایت کرده اند از فلک کج رفتار ونقل قول از طو

طیان شکر گفتار به میمنت ومبارکی کل رجل نظامی ومسلح ایران زمان

قا جار تنها هنرشان منباب با مقایسه سورن نا ها و آریو برزنها فرار از مقابل 

 دشمن وبخشیدن املا ک ملت ایران را در شمال به روس ها ودر جنوب

فسمتی از بلوچستان وبحرین ودر شرق ایران  شهر بزرگ هرات محل

حکومتی ولیعهدی شاه عباس کبیر را به ایادی انگلیس ها وا گذ ار نمو ده بودند

 **********

 حال ببینیبد که رضا خان میر پنج قزاق در میان  شوشکه بند از داش های

شب گرد محله سنگ لج تهران در میان ا ین ژ نر ا لها   ی واکسیل بند مهمیز

دار چکمه پوش چون ... چو ن  سپهبد ا حمدی  و یزدان پناه و امیر

طهماسبی ها چه نحفه ئی بوده که بهترینشان امیر بها در جنگ بوده که نام

خودرا امبر نهاده در خیک میخواند؟؟؟ وقتی تاریخ نویسان معا صر بعضی از  

رجال زمان قاجاریه را از باز ماندگان خرک چی ها نبشته اند قلمی بگزاف بر

کا غذ روز نامه ها نزده اند

**********

این رضا شاه در طول زندگی دو مشخصه بارز داشت ؟؟ اولی وطن پرستنی

بی شا ئبه اش بود ولی دومین مشخصه اش خیلی خراب کننده بود؟؟/

وچشم طمع به املاک مرغوب وزحمت کشیده مردم ایران داشت ...  وتا

توانست این املاک را تصرف کرد ودیگر مالکان از ترس اینکه املاکشان تصرف

نگردد در نابودی وخرابی املاکشان کوشیدند؟؟؟؟

**********

رضا شاه در املاک متصرفی خود کاری نداشت جز اینکه دیوار روستا ها

وخانه ها را با آ ب و آ هک سفید کند  که قشنگ ومدرن بنظر آ یند ومخارجش

را هم بوسیله کار مندانش از کیسه ملت بر دا شت میکر  دند  وملاکین هم

املاک خودرا تبیدیل به املاک بایر غیر غابل کشت نمودند که فقط سالی

چندر قاز باج علف جر و کتیرا بگیرند نتیجه چه شد؟؟؟؟//

**********

 در شهریور 1320 یعنی  حدود 20 سال  سلطنتی که با حکم میکنم او با نام

رضا شروع شد وبا حکم غلط کردی وینستون چر چیل ختم گردید  ودر همین

شب    ژنرا ل   ها یش  فرار کردند و سربازان اجباری ؟؟؟/با تفنگ هایشان

شروع کردند به غارت روستا ئیان ویک ملت شانزده هفده ملیونی در میان

40

ملیون هکتار اراضی کشسا ورزی  ایران گرسنه وقحطی زده باقی ماند وکار

بجائی رسید که عمو سام متجا وز  گندم وذرت تحت نام اصل 4 ترومن بایران

هدیه کرد واین شد فنداسیون بنای دروغ وتزویر دادن یارانه به ملت ایران  که

امروز بعد 69 سال که بر ما رفته است جای امثال خاقانی خالی است که

بسراید

**********

این است همان درگه کو را زمردم بودی گندمش از   سیستان وبرنجش از

گیلان بودی   امروز چنین داریم  کندم از ؟؟؟؟؟ برنج از سوی پاکستان   گریند

بر آن دیده کین جا نشود گریان

صبر کنید قصد گریاندن شمارا ندارم

**********

طرف صحبت من باشما مردم ایران است آنقدر دم از دمکراسی ود مکراتی

نزنید زیرا دمکراسی و دمکراتی بودن در این دهه های بیست و بیست ویک

یعنی اقتدار قانون که میبا یستی شاه وگدا را در برابرهم یکسان ببینند

عملی در دنیای کنو نی مانشد چون این دو کلمه دمکراسیی و دمکراتی از

کیسه مار گیری فراما سیون بین المللی بیرون آ مد که موجدیدایش ارابه خدا

یان و رو ئسای لژ های درون این فرا ماسیون منتخب میشدند و میشوند که

کی و چه وقت در آسمان کدام کشور طلوع کند وکی غروب نماید

**********

دمکراسی ودمکرا تی را   کجا سراق دارید بمن هم بگو ئید تا  در آنجا اسم

نویسی کنم در چین از چیانکا شک سراق دارید یا مائو  در روسیه از ژوزف

استالین یا امروزی هایش از امریکا از سناتور های فول ملیاردش سراق دارید

که برای انتخاب شدنشان ملیارد ها دلار خرج میکنند یا قانون مالیات هایش

که خانه یتیم وبیوه زن را بجرم ندادن مالیات مصادره میکند وبه ثر وتمندی که

میتواند مالیات بد هد میبخشد   امریکا را میکوئید که سناتور هایش از هر

پادشاه ریزو درشت دنیا ثر وتمند تر هستند   روز نامه ها یشا ن  آزاد است که

وقتی کثافت کاری هایشان را در کشور دیکر برملا میکند کشور سوئدرا وادار

میکند از انگلیستان ؟؟؟؟ میبخوا هند  این نویسنده را بجرم سوء استفاده

جنسی باو بدهند که دیگر غلط زیادی نکند آ یا این همان امریکا نیست  که

دیروزر ئیس سنا یش در نطقش در مورد تصویب کنترل کردن بمب های اتمی

گفت من باین لا یحه  بدین جهت رای میدهم که که ما میتوانیم هر ملتی را

که جلوی ما بایستد بجهنم  بفرستیم

**********

نه  عزیزانم دمکراسی این نیست  وهمان نیز هم نیست که علما ودانشمندان

ما تحت مهمیز دولتها ئی باشند که  افراد آنار شی را دور خود جمع کرده

اند ...بلکه دمکراسی در این است که سعدی ها وحافظ هایش در زمان

حکومتهای وحش مغول وایلخانیانش فر یاد میزدند  بنی آ دم اعضا ی  یک

پیکرند که در آفرین ش زیک گوهرندوقتی حافظش  کشت زار های سرسبزو

خرم را میبیند میسراید

مزرع سبز و فلک دیدم و داس مه و نو یاد م از کشته خویش آ مدو هنگام درو

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید کفت بااین همه از سابقه نومید

مشو

**********

چرا ملت ایران در بد ترین شرایط حملات دیو ودد ها ی روز گار چون بنی

امیه وبنی عباس و ترکان آسیای گبی و مغولان وتا تاران الله الله گویان

مهاجمان به وطناشان را طوری منکوب کردند که یا از میانه رفتند ویا آدم

شدند ایرانی گردیدن میدانید چرا اینطور شدند؟؟

 **********

چون نماینده رسول خدا محمد

مصطفی در بار گاه خسرو پرویز سا سانی پرچمی را بر افراشت که نبشته

بود قولو لا اله الله تفلحو ( بگو در کل کا ئنات خدا ئی جز الله وجود ندارد واز

هرچه خدا وخداصفت زمینی آزاد باش  وبقول حافظ غلام همت آن باش گه

زیر چرخ کبود از آنچه رنگ تعلق پذیرد آ زاد است

**********

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان  تاریخ ایران را آ ینه عبرت دان

بنگر انقلاب های دمکراسی ایرانیان را وقتی فواره ضحاک تازی بر هوا

برخواست ملت وکا وه اش بر خواستند ودودمانش را بر باد دادن اردشیر

واخس وداریبوش سوم هخامنش وقتی آن کردند در مقابل سکند رسکوت

کردند در پا رتیا هم جنین نمودند  داستان سا سانیان برو به بنی امیه و بنی

عبلاس ومغولان وتاتاتر ها وتا پریرو روز دیروز را بنگر این دمکراسی آزادگی و

خدا نگری ایرانیان بود که غضب وقهاریت ظالمان را با سکوت دمکراسی خود

به زباله دان های تاریخ فرستادند یدالله فوق ایدیهم پعنی بترسید از دست

خدا که دست خدا بلند ترین دست ها میباشد ودست خدا زمانی بلند

میبشود که ایرانی با سکوت خود عرش خدارا بلرزاند وبترسیدت از سکوت مردم

ایران

**********

بله عزیزانم دمکراسی از عرفان مردم کوچه وبازار ایران است

دیشب شب یلدا بود سه ماه دیگر نوروز است و 9 ماه دیگر مهر گان است

این است قانون دمکراسی الهی بارث رسیده از اجدادمان نه دمکراسی که

اجانب بما تحمیل کنند  وبرای خود گردن بند های پولادین با حلقه های وتو

بسا زند وببرند مارا آنجا که خاطر خواه آنان است

ویک نک مضراب دیگر از انقلاب های دیگر ملت ایران که تا حال زنده مانده

است را در تک مضصراب بعدی مینویسم شاد با شید

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد علوی در جمعه 1389/10/03 و ساعت 4 قبل از ظهر |