
حاج سیاح در قسمتی از سیاحت نامه داخلی خود از تهران به خرا سان وسیستان وکرمان
وشیراز ویزدو اصفهان بر گشت به تهران داستانهای بسیاری نبشته استواکنون در صفحه 199
این کتاب خاطرات بر گشت مجدد به تهران وایجاد گوش درد ومعالجه خود شرحی از اوضاع
واحوال آن زمان نبشته است
حال با مقایسه زمانها ومکان های از 131 سال قبل ببعد را با ملاحظه این نوع مکتو بات
میتوانید مورد توجه افکار شریفتان قرار دهید واز روی آن اشاء بنویسد یادش بخیر دبیر
محبو بمان جناب کا مرا نی رارا که روانش همیشه شاد باشد
یکروز گفت بچه ها در کتاب های درسی شما نبشته است اسب حیوان نجیبی است چون کاه
میخورد وسواری میدهد وشلاق میخورد واطاعت میکند ولی شیر حیوانی است وحشی چون
اطاعت نمیکند وشلاق زن را پاره میکند ومیخورد و شاهان باستان ایران نبشته اند اهورا مزدا
را سپاس میگذارم که بمن کشوری را داده است که اسبان ومردان نجیب دارد ازاین سه
جمله انشا بنویسید
ومن نبشتم این خود یک کتاب است احتیاج به تفسیر ندارد ویک نمره بیست ویک پری گرفتم
حال شما هم ازاین قسمت کتاب حاج سیاح یک انشا بنویسید وبخودتان یک نمره بیست ویک
پری بدهید
متن کتاب === دفعه دوم ورود به طهران (محرم 1296قمری -1257 شمسی)
به محض ورود بطهران بخدمت حکیم تو لو زان رفتم .گوش را با میل و ما شینی شسته و
بمعا لجه پر داخت کم کم تا یکهفته رو ببهبو دی گذاشت . آ سوده شدم بزرگان و دوستان یک
یک دیدن کردند .وبحضو رشا ن رسیدم وهر یک از تفضیل سفرم سئوال کردند. از او ضا ع
درست نمیتوا نستم صحبت کنم خصو صا اعلیحضرت شاه احضارم فر مو دند.از او ضاع
سفرم استفسار فر مودند . بعضی مطالب که مناسب دیدم بعرض رسا نیدم وایشان خوشنود
شدند وتحسین فر مودند مخصو صا حضرات اعتضاد السلطنه ومستو فی المما لک و وزیر
دفتر ومیرزا عیسا عباس وزیر و نصیر الدوله وغیر ایشان اظهار محبت کردند
او ضاع مملکت همان بود که قبلا دیده بودم شاه که سلخ ربیع الاول 1295چهاردهم فر وردین
1257 شمسی بسفر فرنگ روا نه شده وروز سه شنبه چهارم جمادی ا لاو لی اواسط
اردیبهشت از رود ارس گذشته بود وسفرش ادامه داشت ودرهفد هم محرم 1296قمری
بیستم دیماه 1257 شمسی به ایران باز گشت یعنی مدت نزدیک ده ماه در سفر ارو پا بود
امید من این بود که شاه در سفرفر نگستان و عدل و انتظام دول وترقیات ملل را دیده و اقتدار
آ نان را ملا حظه کرده البته در مرا جعت به ایران اقدام مفید خواهد کرد وآینده تاریک ایران را
مبدل بر و شنائی خواهد نمود
لا کن دیدم باز همان است بلکه از اول مردم نا دان ایران را معتقد کرده بودند که سفر شاه
بفرنگ برای تر ویج دین اسلام و ا صلاح با دول است؟ حمقاء بیخبر ایران که جز نام ایران از
عالم فقط مختصر اسم روس و عثمانی و انگلیس را شنیده بودند اینان را چنین معتقد کر ده
بو دند که در عالم مقتدر تر از ایران پادشاهی بزرگتر از نا صر الدین شاه وجود ندارد بلی
معروف بود از قوت اسلام تمام دو لتها میلرزند واسلام هم یعنی ایران
بیچاره مردم ایران را عمدا باین درجه جا هل کرده اند کرور ها پول ایران را بردند در خارج خر ج
عیش ونوش و خرید تجملات آدم فریب بیجا صرف کردند وابدا در مقا بل این همه پول لا محاله
کار خانجات مفید ومورد لزوم پبشرفت کشور را درایران دا یر نکردند
بدبختی این است که اگر نا صرالدین شاه هم میل میکرد سنگ یک بنا را بگذا رد قطعا امرا
وقدرتمندان متنوعی که عادت بخو ردن خون مردم کرده بودند نمیگذاشتند وهزاران تهمت
وتکفیر صادرمیکردند واز همه بد تر اینکه پیش از رفتن شاه بفر نگ که راه مرا وده را باز کند
خارجیان بامطالعه بتاریخ گذشته ایران را دارای وقعی ووزن میدا نستند
وقتی که رجال و شاه ایران را دیدند ومصارف ومقاصد ودرجه خیال اینان را سنجیدند بالکلیه
ایران در انظار خارجه مو هن ووحشی جلوه پیدا کرد وافسوس وقتی که ملل عا لم برقا بت
هم در میدان تر قی وتکا مل حیات چهار اسبه می تا ختند بزرگان ایران پرده بر چشمان مردم
کشیدند وگوش هارا کر کردند که چیزی نبینند ونشنوند وتسلیم محض گردند ومیگفتند شاه
ایران جلو تر از شاهان فرنگ راه میرفت وافسووس که دولت روس را هم محب مردم ایران
معرفی میکردند در حالیکه دولت روس از زمان پطرکبیر چهار اسبه برای نابودی کشور ومردم
ایران تاخت و تاز میکرد
این هست قسمتی از سیاحتنامه حاج سیاح محلاتی که عوامل خرابی وگرفتاری کشور ومر
دم ایران را از ناحیه زمام داران نم۰یداند بلکه بحق همه حقیقت ها مقصر اصلی عواملی را
معرفی میکند که پست هارا میخرند و بعلت نبودن قانون یا مجمل بودن ونارسائی قوانین این
عوامل دست یاران زمام داران را بر جان وکیان مردم مسلط میکنند وجنین است که ایران با
همه امکا ناتش هیچگاه به هیچ جا نرسیده است وبدبختی در این است که این عوامل دا رائی
های کشور را بدینگونه غارت میکنند هرگز در راه آبادانی کشور وتولید کار وانتفای ملی مصرف
نمیکنند بلکه عمده این چپا ول را به خارج میبرند وقصر هائی هم درایران بر پا میکنند که
دیگران تحریک به چپا ول بشوند مانند معتادان به افیون که مردم را تحریک میکنندکه آنها هم
معتاد بشوند واین شعر را بخوانند
کو؟؟؟ درستی مجوی در عا لم کاسه آ سمان ترک دارد
پیرایش دیگری از خاطرات حاج سیاح
(اجمالی از سلطنت ناصر الدین شاه اتباع حکومت از فراش و دارو غه بسیار است که شب ها دزدی میکنند وروز ها چندین بی خبر را دستگیر که مال سرقتی را پس بده وبه مال باخته میگویند دزد ازفا میل خودت است آنهارامعرفی کن تا از آنها اقرار بگیریم تحیق آنها فلک است و داغ و درفش که بگویند بله من دزددیده ام هرکس به هر عنوانی از کسی شکایت کرد او وفا میلش را میگیرند حبس و زنجیر و فلک میکنند تا بزور بنفع شاکی حرفی بزند وبقدر تمکین پول میگیرند و آزاد شان میکنندایکاش تکلیف مردم را معین میکردند که باید سالانه چقدر بدهند تا دهان این لو طیان بسته بماند وپای کسی را گاز نگیرند ویکی را آقا معرفی میکردند بد بختانه با این صدمتات مردم نمیدانند مولا یشان کیست وتکلف شان چیست وبا ید چند نفر را خدمت نما یند مردم ازدست این حکام و دزدان بتنگ آ مده اندقشون وسپاه ابدا وجود نداردغیر تو پچی وسرباز اسمی که مواجبب شان را با آزار مردم از خود مردم میگیرند وجود نداردوزارت غدلیه را این دسته از مردم از دولت خریداری میکنند ویکمشت پا کار چون کد خدا ونایب وفراش و آبدار چی ارشاد کننده دادخواهان هستند که میتوانند احکام ناسخ و منسوخ بگیرند وخلق را تلکه کننداین نمونه هائی میباشد که در کتاب حاج سیاح ثبت است واکنون بعد از 131 سال از آن تاریخ بحول وقوه الهی این رفتار واعمال دیگر در کشور مانیست واگرهم بگویند هست وما میگوئیم انشا اله بز است وآنها دروغ وافترا میزنند که خدا هدا یتشان نماید









